پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم

اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم

در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم

در کنج خرابات می خام گرفتیم

از مدرسه و صومعه کردیم کناره

در میکده و مصطبه آرام گرفتیم

خال و کله تو صنما دانه و دامست

ما در طلب دانه ره دام گرفتیم

یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت

از بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم

امروز چه ار صحبت ما گشت بریده

این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
  2. شمارهٔ ۲۸۰سر بر خط عاشقی نهادیم
  3. شمارهٔ ۲۸۱ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
  4. شمارهٔ ۲۸۲نه سیم، نه دل، نه یار داریم
  5. شمارهٔ ۲۸۳آمد گه آنکه ساغر آریم
  6. شمارهٔ ۲۸۴ما عاشق روی آن نگاریم
  7. شمارهٔ ۲۸۵خیز تا می خوریم و غم نخوریم
  8. شمارهٔ ۲۸۶خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.