پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

سر بر خط عاشقی نهادیم

در محنت و رنج اوفتادیم

تن را به بلا و غم سپردیم

دل را به امید عشق دادیم

غم‌خواره شدیم در ره عشق

وز خوردن غم همیشه شادیم

قصه چه کنم که در ره عشق

با محنت و غم جنابه زادیم

در حضرت عشق خوب‌رویان

بر تارک سر بایستادیم

بی درد چو بد سنایی از عشق

از جستن این حدیث بادیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲نه سیم، نه دل، نه یار داریم
  2. شمارهٔ ۲۸۳آمد گه آنکه ساغر آریم
  3. شمارهٔ ۲۸۴ما عاشق روی آن نگاریم
  4. شمارهٔ ۲۸۵خیز تا می خوریم و غم نخوریم
  5. شمارهٔ ۲۸۶خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
  6. شمارهٔ ۲۸۷ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم
  7. شمارهٔ ۲۸۸گرچه از جمع بی نیازانیم
  8. شمارهٔ ۲۸۹ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.