پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم

وز دام هوای تو بجستیم و برستیم

چونان که تو از صحبت ما سیر شدستی

ما نیز هم از صحبت تو سیر شدستیم

از تفّ دل و آتش عشقت برهیدیم

در سایهٔ دیوار صبوری بنشستیم

ور زان که تو دل بردی ما نیز ببردیم

ور زان که تو نگشادی ما نیز ببستیم

از عشوهٔ عشق تو بجستیم یکی دم

وز خار خمار تو همه ساله چو مستیم

شبهای فراق تو ندیدیم نهایت

از روز وصال تو مگر باد به دستیم

گر هیچ ظفر یابیم ای مایهٔ شادی

در خواب خیال تو به جز آن نپرستیم

چونان که تو ببریدی ما نیز بریدیم

چونان که تو بشکستی ما نیز شکستیم

زین بیش نخواهم که کنی یاد سنایی

با مات چکارست چنانیم که هستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
  2. شمارهٔ ۲۸۲نه سیم، نه دل، نه یار داریم
  3. شمارهٔ ۲۸۳آمد گه آنکه ساغر آریم
  4. شمارهٔ ۲۸۴ما عاشق روی آن نگاریم
  5. شمارهٔ ۲۸۵خیز تا می خوریم و غم نخوریم
  6. شمارهٔ ۲۸۶خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
  7. شمارهٔ ۲۸۷ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم
  8. شمارهٔ ۲۸۸گرچه از جمع بی نیازانیم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.