پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

آمد گه آنکه ساغر آریم

آواز چو عاشقان برآریم

بر پشت چمن سمن برآمد

ما روی بر آن سمنبر آریم

در باغ چو بنگریم رویش

جانها به نثار بتگر آریم

اندر ره عاشقی ز باده

گر از سر لاف خود برآریم

با همت خود به عون دردی

از عالم عشق پر برآریم

یک مر صلاح را مگر ما

در ره روش قلندر آریم

چون مرکب عاشقی به معنی

اندر صف کم زنان در آریم

گر جان و جهان و دین ببازیم

سرپوش زمانه در سر آریم

در خاک بسیط چون سنایی

نعت فلک مدور آریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵خیز تا می خوریم و غم نخوریم
  2. شمارهٔ ۲۸۶خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
  3. شمارهٔ ۲۸۷ما قد ترا بنده‌تر از سرو روانیم
  4. شمارهٔ ۲۸۸گرچه از جمع بی نیازانیم
  5. شمارهٔ ۲۸۹ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم
  6. شمارهٔ ۲۹۰او چنان داند که ما در عشق او کمتر زنیم
  7. شمارهٔ ۲۹۱باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
  8. شمارهٔ ۲۹۲سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.