پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

ما را میفگنید که ما اوفتاده‌ایم

در کار عشق تن به بلاها نهاده‌ایم

آهستگی مجوی تو از ماورای هوش

کاکنون به شغل بی دلی اندر فتاده‌ایم

ما بی‌دلیم و بی‌دل هر چه کند رواست

دل را به یادگار به معشوق داده‌ایم

از ما بهر حدیث به آزار چون کشد

ما مردمان بی دل و بی مکر و ساده‌ایم

خصمان ما اگر در خوبی ببسته‌اند

ما در وفاش چندین درها گشاده‌ایم

گر بد کنند با ما ما نیکویی کنیم

زیرا که پاک نسبت و آزاده زاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵از پی تو ز عدم ما به جهان آمده‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۷۶ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهاده‌ایم
  3. شمارهٔ ۲۷۷تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم
  4. شمارهٔ ۲۷۸چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
  5. شمارهٔ ۲۷۹رو رو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
  6. شمارهٔ ۲۸۰سر بر خط عاشقی نهادیم
  7. شمارهٔ ۲۸۱ما فوطه و فوطه پوش دیدیم
  8. شمارهٔ ۲۸۲نه سیم، نه دل، نه یار داریم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.