پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

به صفت گر چه نقشِ بی‌جانم

به نگاری و عاشقی مانم

گه چو عشاق جفت صد ماتم

گه چو معشوق جفت صد جانم

به دور نگم چو روی و موی نگار

زان که هم کفرم و هم ایمانم

گر به شکلم نگه کنی اینم

ور به خطم نگه کنی آنم

گه چو بالای عاشقان کوژم

گه چو لب‌های یار خندانم

گه خمیده چو قد عشاقم

گه شکسته چو زلف جانانم

صفت خد و زلف معشوقم

تاج سرهای عاشقان زانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰هر گه که به تو در نگرم خیره بمانم
  2. شمارهٔ ۲۶۱از عشق ندانم که کیم یا به که مانم
  3. شمارهٔ ۲۶۲دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
  4. شمارهٔ ۲۶۳بی تو یک روز بود نتوانم
  5. شمارهٔ ۲۶۴روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
  6. شمارهٔ ۲۶۵ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
  7. شمارهٔ ۲۶۶بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
  8. شمارهٔ ۲۶۷تا کی ز تو من عذاب بینم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.