پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

زین پس سر مینای می ناب سلامت!

تا چند توان گفت که نواب سلامت!

اندیشه فرو رفت به دریای خم می

مشکل که برآرد سر ازین آب سلامت

بگذار مرا در خطر میکده زاهد

بنشین تو در آن گوشه ی محراب سلامت

چون شمع ندیدیم کسی را که درین بزم

بیرون رود از صحبت احباب سلامت

از هند سفر می کنم و شکر ضرور است

کشتی چو برون رفت ز گرداب سلامت

نابود شد اندام شهیدان و چو گلچین

سرها همه در دامن قصاب سلامت

از سنگ حوادث خطری نیست فلک را

تا کی بود این کوزه ی سیماب سلامت

بی باده محال است سلیم ایمنی دل

کشتی نرود جز به سر آب سلامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
  2. شمارهٔ ۳۴۳ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث
  3. شمارهٔ ۳۴۴با مدعی گذشته ام بر کنار بحث
  4. شمارهٔ ۳۴۵زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
  5. شمارهٔ ۳۴۶به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
  6. شمارهٔ ۳۴۷گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ
  7. شمارهٔ ۳۴۸شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۳۴۹دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.