پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ

بهار گلشن حسنش خزان ندارد هیچ

چه دست بر کمرش بردن و چه خمیازه

که چون میان دو مصرع، میان ندارد هیچ

کسی که رفته چو نور نظر مرا از چشم

نشانش از که بجویم، نشان ندارد هیچ

نتیجه ای که دهد راستی، تهیدستی ست

الف همیشه برای همان ندارد هیچ

بریز خون سلیم و برو فراغت کن

کسی به همچو تویی این گمان ندارد هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ
  2. شمارهٔ ۳۵۰بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
  3. شمارهٔ ۳۵۱خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
  4. شمارهٔ ۳۵۲ای کشیده می از قرابهٔ صبح
  5. شمارهٔ ۳۵۳بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ
  6. شمارهٔ ۳۵۴حاصل من نیست از شهد سخن جز کام تلخ
  7. شمارهٔ ۳۵۵شد باغ از بهار، سفید و سیاه و سرخ
  8. شمارهٔ ۳۵۶سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.