پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

سودی به ره عشق ز تدبیر نباشد

یک کار نکردیم که تقصیر نباشد

بی زلف تو آرام به فردوس ندارم

جایی نتوان بود که زنجیر نباشد

در هر نفسی رنگ دگر برکند این باغ

با غنچه بگویید که دلگیر نباشد

آیینه به کف گیر که از رشک بمیریم

در کشتن ما حاجت شمشیر نباشد

افسوس جوانی، که خرد هر که ستوری

پرسد ز فروشنده که این پیر نباشد!

معشوق جوان را چه غم عاشق پیر است

نقصان شکر نیست اگر شیر نباشد

فریاد سلیم از ستم او که ندارم

یک شکوه که چون گریه گلوگیر نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸طالع من شد ضعیف از بس غم افلاک خورد
  2. شمارهٔ ۳۵۹چند چون مرغ کسی بادیه پیما باشد؟
  3. شمارهٔ ۳۶۰زین چرخ ستمکشان نرستند
  4. شمارهٔ ۳۶۱سحر شد و دم تأثیر ناله می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۳۶۲عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلند
  6. شمارهٔ ۳۶۳فصلی چنین که بلبل، از شوق جوش دارد
  7. شمارهٔ ۳۶۴امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود
  8. شمارهٔ ۳۶۵وجودم را غم عشق تو ای بی‌باک می‌سوزد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.