پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۲

عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلند

یوسفی کو تا شود در مصر غوغایی بلند

جان فشانی در هوای سروقد او خوش است

خاک اگر بر سر کند کس، باری از جایی بلند

بی نیازی بین که گر صد خلد از پیشم گذشت

گردنم هرگز نشد بهر تماشایی بلند

هر طرف دیوانه ای زنجیر خود را بگسلد

گر چو ماه نو کند ابرو به ایمایی بلند

مردم از سرگشتگی در وادی عشق و نکرد

گردبادی دست از دامان صحرایی بلند

شهرت ار خواهی سلیم از کوی خوبان پا مکش

هر کسی را می شود آوازه از جایی بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۴امشب گل شکفتگی ما دو رنگ بود
  2. شمارهٔ ۳۶۵وجودم را غم عشق تو ای بی‌باک می‌سوزد
  3. شمارهٔ ۳۶۶به صحرا آن کمان‌ابرو پی نخجیر می‌آید
  4. شمارهٔ ۳۶۷آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد
  5. شمارهٔ ۳۶۸ماه چون روی او نمی باشد
  6. شمارهٔ ۳۶۹می دو ساله به لب های یار من نرسد
  7. شمارهٔ ۳۷۰ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند
  8. شمارهٔ ۳۷۱حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.