پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

آبروی تیغ را خونگرمی بسمل برد

کی تواند صرفه ای از قتل ما قاتل برد

چشم همراهی مدار از کی که موج از جوش بحر

کی تواند کشتی خود را سوی ساحل برد

خضر را هم آگهی از کعبه ی توفیق نیست

چون کسی از جستجو راهی به این منزل برد؟

مژده بادا مرغ دل ها را که می بینم دگر

بر سر آن دست شهبازی که زنگ از دل برد

خضر دایم در سر کوی مغان چون روزگار

جاهلان را آورد در مجلس و کامل برد

از شرافت هرکه با ما دم زند، تر می شود

خاک هرکس در ره سیلاب آرد، گل برد

لذت دشنام او دل می برد از کف سلیم

همچو شیرینی ندیدم من که تلخی دل برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹می دو ساله به لب های یار من نرسد
  2. شمارهٔ ۳۷۰ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلند
  3. شمارهٔ ۳۷۱حمله ی شوق تو غافل را دل آگاه داد
  4. شمارهٔ ۳۷۲آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند
  5. شمارهٔ ۳۷۳در چمن دوش صبا بوی تو سودا می‌کرد
  6. شمارهٔ ۳۷۴دامان طرب بهار افشاند
  7. شمارهٔ ۳۷۵خوش آن عاشق که خون از دیدهٔ نمناک او ریزد
  8. شمارهٔ ۳۷۶به غیر کار جفا آسمان نمی‌داند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.