پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

آمد دی و ز میکده ها شور شد بلند

شب های عیش چون مژه ی حور شد بلند

ساقی گشود تا سر خم را، چو لاله زار

چندین هزار کاسه ی مخمور شد بلند

هر ناخنی که مطرب مجلسی به تار زد

فریاد ما ز پرده ی طنبور شد بلند

بدخواه کس نه ایم، به نوعی که سوختیم

دودی اگر ز خانه ی زنبور شد بلند

ما را ازان به وادی حیرت چه فایده

دستی چو گردباد گر از دور شد بلند

گل همچو غنچه سر به گریبان خویش برد

بر چوب دار تا سر منصور شد بلند

هر گه خیال روی تو در خاطرم گذشت

از فرق، همچو شمع مرا نور شد بلند

آمد به رقص شوق، زلیخا چو رهزنان

هر گاه گرد قافله از دور شد بلند

عشق آتش است و عقل حصاری بود سلیم

کز موم همچو خانه ی زنبور شد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴دامان طرب بهار افشاند
  2. شمارهٔ ۳۷۵خوش آن عاشق که خون از دیدهٔ نمناک او ریزد
  3. شمارهٔ ۳۷۶به غیر کار جفا آسمان نمی‌داند
  4. شمارهٔ ۳۷۷قاصد، دیگر به تو کم می‌رسد
  5. شمارهٔ ۳۷۸چشم من ناز توتیا نکشد
  6. شمارهٔ ۳۷۹آن کس که ز آسوده دلی رنگ برآرد
  7. شمارهٔ ۳۸۰عشق دل‌ها را به آن زلف چو سنبل می‌دهد
  8. شمارهٔ ۳۸۱بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.