پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهند

پیش پای خویشتن از نقش پا دامی نهند

بیدلان را طاقت بوسیدن معشوق نیست

می روند از خود اگر لب بر لب جامی نهند

گلرخان صدبوسه می بخشند و آن را نام نیست

این قدر منت چرا بر ما ز دشنامی نهند

زاهدان صافی دلم گویند و رندان دردنوش

چون غلامان هر کجا رفتم مرا نامی نهند

عشقبازان را نشان افسر شاهی سلیم

آن قدر نبود که سر بر پای خودکامی نهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳مرا بر حاصل کس نیست امید
  2. شمارهٔ ۳۸۴به من هردم ز روی مهربانی یار می‌پیچد
  3. شمارهٔ ۳۸۵نه همین از تو مرا گرد غم از سینه رود
  4. شمارهٔ ۳۸۶چشم خویشان را حسد از بس به دولت شور کرد
  5. شمارهٔ ۳۸۷تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
  6. شمارهٔ ۳۸۸ز دل غبار به چشم پر آب می‌آید
  7. شمارهٔ ۳۸۹از دل گله ی ما ره اظهار نداند
  8. شمارهٔ ۳۹۰می‌خورم خون که حنا آن کف پا می‌بوسد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.