پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

ز دل غبار به چشم پر آب می‌آید

همین متاع ز ملک خراب می‌آید

مپرس مرغ چمن را که سوخته‌ست ای گل؟

ز آتش تو چو بوی کباب می‌آید

ز فوت تشنه‌لبان ره تو در گوشم

صدای گریه ز آواز آب می‌آید

به روز حشر ترا دادخواه چندان است

که خون ما ز کجا در حساب می‌آید

سوار چون شوی از باغ تا سر بازار

گل پیاده ترا در رکاب می‌آید

چراغ داغ ز عشق تو می‌شود روشن

به جوی زخم ز تیغ تو آب می‌آید

علاج درد دل ما ز توست ای ساقی

کز آب دست تو بوی گلاب می‌آید

ز شوق مرگ، نشاط از ملال نشناسم

که هوش نیست کسی را که خواب می‌آید

سلیم این قدر از توبهٔ تو می‌دانم

که از دهان تو بوی شراب می‌آید!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰می‌خورم خون که حنا آن کف پا می‌بوسد
  2. شمارهٔ ۳۹۱چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
  3. شمارهٔ ۳۹۲گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد
  4. شمارهٔ ۳۹۳عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد
  5. شمارهٔ ۳۹۴ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
  6. شمارهٔ ۳۹۵خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داند
  7. شمارهٔ ۳۹۶به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
  8. شمارهٔ ۳۹۷ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.