پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

خراب نشئهٔ آن لب، می و مینا نمی‌داند

به راه شوق او خورشید سر از پا نمی‌داند

گهی در کعبه مجنون، گاه در بتخانه می‌گردد

مگر دیوانه راه خانهٔ لیلا نمی‌داند؟!

حدیث ما به گوش عاقلان بیگانه می‌آید

که تا دیوانه نبود کس زبان ما نمی‌داند

محبت در طلسم حیرتی دارد وجودم را

که مویم راه بیرون رفتن از اعضا نمی‌داند

سلیم از چرخ اگر بی‌مهریی بینی، مشو غمگین

که قدر مردم دانا به جز دانا نمی‌داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷ازین حسرت که دور از دامن دلدار می‌ماند
  2. شمارهٔ ۳۹۸بی‌لب او باده بر طبع ایاغم می‌خورد
  3. شمارهٔ ۳۹۹شد بهار و شمع با گل آشنایی می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۰۰زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
  5. شمارهٔ ۴۰۱سیل ویرانی ز کنج خانهٔ ما می‌برد
  6. شمارهٔ ۴۰۲مرا ز بزم خود آن پر عتاب می‌راند
  7. شمارهٔ ۴۰۳درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
  8. شمارهٔ ۴۰۴جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.