پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰

زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد

ساغری هر دم به طاق ابروی محراب زد

آنکه از عقل است جایش بر سر مسند، چرا

تکیه چون دیوانه بر خاکستر سنجاب زد؟

خاک بادا بر سرش، نام قناعت گر برد

چون صدف آن کس که نان خشک خود بر آب زد

همچو جام مجلس مستان سرم در گردش است

کشتی ام از بس ز شادی چرخ در گرداب زد

شد بهشت و جوی شیر او را درین عالم نصیب

در خیابان چمن، می هرکه در مهتاب زد

در غمت روزی که افکندم دو عالم را ز چشم

بار اول پشت پا مژگان من بر خواب زد

تیغ او پیش از اجل می سازدم از غم خلاص

راه پل دور است، می باید مرا بر آب زد

بس که شب بگریستم دور از گل آن رو سلیم

هر که صبحم بر سر آمد، غوطه در خوناب زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۲مرا ز بزم خود آن پر عتاب می‌راند
  2. شمارهٔ ۴۰۳درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
  3. شمارهٔ ۴۰۴جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
  4. شمارهٔ ۴۰۵با لطف ساعدت ید بیضا نمی‌رسد
  5. شمارهٔ ۴۰۶می حرام محتسب بادا که بی‌ما می‌خورد!
  6. شمارهٔ ۴۰۷دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می‌لرزد
  7. شمارهٔ ۴۰۸شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
  8. شمارهٔ ۴۰۹باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.