پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷

دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می‌لرزد

چو شمع صبح می‌میرد، دل خورشید می‌لرزد

گدای عشق خون دل چو در پیمانه می‌ریزد

ز موج رشک، می در ساغر جمشید می‌لرزد

شکوهی ناتوانان را به چشم خصم می‌باشد

ز بیم سینه‌ام خنجر چو برگ بید می‌لرزد

ز بوی پیرهن بردن زلیخا آنچنان داغ است

که چون برگ گل از هرجا نسیمی دید می‌لرزد

سلیم از وصل او آسایشی حاصل نشد ما را

درون سینه دل نوعی که می‌لرزید، می‌لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۹باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد
  2. شمارهٔ ۴۱۰دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می‌گیرد
  3. شمارهٔ ۴۱۱رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند
  4. شمارهٔ ۴۱۲درین ره کعبه سنگ راه باشد
  5. شمارهٔ ۴۱۳دل آشفته از نام شراب ناب می سوزد
  6. شمارهٔ ۴۱۴کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد
  7. شمارهٔ ۴۱۵چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد
  8. شمارهٔ ۴۱۶مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.