پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۱

رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکند

نام یوسف چون بری، رنگ زلیخا بشکند

پیش ساقی لب ز حرف زهد و تقوی بسته ایم

کاسه ی زاهد مبادا بر سر ما بشکند!

بر من از بس منت بال هما آید گران

سایه ی او استخوانم را در اعضا بشکند

از نشاطم صحبت احباب برهم می خورد

بشکند گر توبه ی من، جام و مینا بشکند

دل چو الفت کرد با عشق نکورویان بلاست

کشتی ما چون برون آید ز دریا بشکند

ترسم از بس دست او می لرزد از شرم لبت

شیشه ی اعجاز در دست مسیحا بشکند

با دف و نی جانب میخانه می آید سلیم

کس ندیدیم توبه با این شور و غوغا بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۳دل آشفته از نام شراب ناب می سوزد
  2. شمارهٔ ۴۱۴کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد
  3. شمارهٔ ۴۱۵چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد
  4. شمارهٔ ۴۱۶مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد
  5. شمارهٔ ۴۱۷نوبهار است و جنونم سوی هامون می‌کشد
  6. شمارهٔ ۴۱۸شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد
  7. شمارهٔ ۴۱۹زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد
  8. شمارهٔ ۴۲۰تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.