پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۴

کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد

که مور این بیابان دعوی شیرافکنی دارد

به اهل عشق، آفت می رسد از دور او دایم

فلک چون آسیا با سینه چاکان دشمنی دارد

کرم، صد عیب اگر باشد کسی را، باز می پوشد

ز همت ابر نیسان پرده ی تر دامنی دارد

غلط انداز شو در عاشقی، تحصیل این معنی

ز قمری کن که در گلشن لباس گلخنی دارد

توانگر آشنای عشق چون شد، دشمن خویش است

حذر ز آتش به آن را کو لباس روغنی دارد

خدا از نیش آن شاعر، عزیزان را نگه دارد

که بر اندام او هر مو تخلص سوزنی دارد!

حریم خلوت ما شب سلیم از شمع مستغنی‌ست

که آب خانهٔ مستان چو آتش روشنی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۶مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد
  2. شمارهٔ ۴۱۷نوبهار است و جنونم سوی هامون می‌کشد
  3. شمارهٔ ۴۱۸شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد
  4. شمارهٔ ۴۱۹زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد
  5. شمارهٔ ۴۲۰تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
  6. شمارهٔ ۴۲۱آنکه در پیری می عشرت به ساغر می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۲۲اسیر عشق تو سود و زیان چه می‌داند
  8. شمارهٔ ۴۲۳از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.