پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

اسیر عشق تو سود و زیان چه می‌داند

گل چراغ، بهار و خزان چه می‌داند

اگر ز لطف، تو فکری به حال من نکنی

علاج درد مرا آسمان چه می‌داند

قدم به ره چو نهد طالب تو، ننشیند

چو سیل بادیه نقل مکان چه می‌داند

مزن چو ناخن مطرب به پیش خر طنبور

نوای سوختگان را جهان چه می‌داند

سلیم گفتم دارم به طره‌ات سخنی

به خنده گفت که هندو زبان چه می‌داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴اهل شیراز، بهشتی صفتان دهرند
  2. شمارهٔ ۴۲۵غریبی را به من عشقت وطن کرد
  3. شمارهٔ ۴۲۶رسید آن مست و از گردن صراحی در بغل دارد
  4. شمارهٔ ۴۲۷روزگار از چمن وصل توام دور افکند
  5. شمارهٔ ۴۲۸خورشید از نمود رخت بی نمود شد
  6. شمارهٔ ۴۲۹چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
  7. شمارهٔ ۴۳۰خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد
  8. شمارهٔ ۴۳۱کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.