پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۸

خورشید از نمود رخت بی نمود شد

آتش زبس که سوخت ز شوق تو، دود شد

از بس که منع دیدن یاران کند مرا

چشم من از تپانچه ی مژگان کبود شد

در طالعم نبود، ازان وصل رو نداد

دوری که قسمت من آواره بود، شد

تأثیر چشم زخم به افسون نمی رود

دود سپند، سرمه ی چشم حسود شد

بر کشتی شکسته ام از بس تپانچه زد

انگشت موج در کف دریا کبود شد

کاری نکرد کوشش و تدبیر ما سلیم

اوقات عمر صرف به گفت و شنود شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۰خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد
  2. شمارهٔ ۴۳۱کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
  3. شمارهٔ ۴۳۲در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۳۳می‌گریزد خوابم از جایی که مخمل می‌برند
  5. شمارهٔ ۴۳۴به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند
  6. شمارهٔ ۴۳۵قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود
  7. شمارهٔ ۴۳۶دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود
  8. شمارهٔ ۴۳۷به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.