پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۵

قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود

گل است شعله کسی را اگر دماغ بود

درین چمن به گلم ذوق آشنایی نیست

به لاله گرمی من از برای داغ بود

دلم گداخت چو از باده روی او افروخت

بهار صبح، خزان گل چراغ بود

عجب به صحبت گل گر سرش فرود آید

هوای وصل تو آن را که در دماغ بود

کجا شکفته شود دل سلیم بی رخ او

چه شد که گل به کف و باده در ایاغ بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۷به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
  2. شمارهٔ ۴۳۸گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می‌زند
  3. شمارهٔ ۴۳۹کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۴۰عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد
  5. شمارهٔ ۴۴۱از عکس رخش که تاب دارد
  6. شمارهٔ ۴۴۲چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود
  7. شمارهٔ ۴۴۳در ره شوق، دل از بیم خطر می‌لرزد
  8. شمارهٔ ۴۴۴چنان به عشق تو دل با زمانه شک دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.