پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۳

در ره شوق، دل از بیم خطر می‌لرزد

می‌نهم پا چون درین بادیه، سر می‌لرزد

که خبر داد ز لب‌تشنگی‌ام دریا را؟

که چو سیماب در او آب گهر می‌لرزد

نگذارد که ز کارم گرهی باز کند

ضعف طالع که از او دست هنر می‌لرزد

چه هوایی‌ست که اقلیم محبت دارد

که پسر تب کند آنجا و پدر می‌لرزد

نفس باد خزان در تو اثر کرده مگر؟

سخت آواز تو ای مرغ سحر می‌لرزد

کاش می‌بود دلش هم به ضعیفان چو سرین

که به باریکی آن موی کمر می‌لرزد

در هوای تو جوانان نه همین بیمارند

دل پیران همه تب دارد و سر می‌لرزد

در ره عشق، دلیری به جگر نیست سلیم

داغ او تا به دلم دید، جگر می‌لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۵به راه شوق، خضر جستجو چه می داند
  2. شمارهٔ ۴۴۶مژگان من وظیفهٔ خوناب می‌خورد
  3. شمارهٔ ۴۴۷ز خنده آب بقا را به تشنه شور کند
  4. شمارهٔ ۴۴۸خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند
  5. شمارهٔ ۴۴۹شد بناگوش، چو صبحم همه یکبار سفید
  6. شمارهٔ ۴۵۰قدح بر چشمهٔ خورشید در جوهر شرف دارد
  7. شمارهٔ ۴۵۱اضطراب شعله را داغم به گلخن می‌دهد
  8. شمارهٔ ۴۵۲ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.