پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

قدح بر چشمهٔ خورشید در جوهر شرف دارد

چرا خرم نباشد تاک، فرزند خلف دارد

نظر گر بر تو باشد آسمان را، زان مشو خوشدل

خدنگ افکن نه چشم از مهر بر سوی هدف دارد

کسی از سیلی ایام، داد گوش من نگرفت

کجا خواهد رسید این شور و فریادی که دف دارد

اگر غواصی از دستت برآید، بحر هم از تو

نمی دارد دریغ آن نان خشکی کز صدف دارد

سلیم از دامن هرکس کشیده دست خود، اکنون

ز شاهان جهان، امید بر شاه نجف دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین دارد
  2. شمارهٔ ۴۵۳بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد
  3. شمارهٔ ۴۵۴عاشق پرشِکوه خاموش از تغافل می‌شود
  4. شمارهٔ ۴۵۵تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
  5. شمارهٔ ۴۵۶ز می به آب فتادن مرا زیان دارد
  6. شمارهٔ ۴۵۷همچو مرغ از دست من پیمانهٔ مل می‌پرد
  7. شمارهٔ ۴۵۸چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
  8. شمارهٔ ۴۵۹ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.