پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید

به جای سرمه به چشمم خط غبار کشید

چه سادگی ست که خال لب تو آخر کار

به گرد خویش چو هندو ز خط حصار کشید

به رهروان جهان ترک آشنایی کرد

ز بس که خضر به راه من انتظار کشید

صبا ز حرف خزان خوش لطیفه ای انگیخت

که گفت با گل و بر گوش شاخسار کشید

ز شغل عشق، خلاصی ندارم ای منصور

مجال کو که توانم سری به دار کشید

سلیم از خط او شورش من افزون شد

جنون زیاده شود چون به نوبهار کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰عشق آشوب دل و جوش درون می‌آرد
  2. شمارهٔ ۴۶۱از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
  3. شمارهٔ ۴۶۲دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد
  4. شمارهٔ ۴۶۳چشم پرافسون او سحرآفرینی می‌کند
  5. شمارهٔ ۴۶۴همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
  6. شمارهٔ ۴۶۵دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد
  7. شمارهٔ ۴۶۶وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد
  8. شمارهٔ ۴۶۷ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.