پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد

قناعت می کند تا در تن خود استخوان دارد

حذر از بستر آسودگی کن گر غمی داری

دل مجروح را بوی گل دیبا زیان دارد

گره نگشاید از پیشانی ما ناخن عشرت

که ابروی اسیران تو چین در استخوان دارد

فلک از بیم پیرامون نگردد کشته ی او را

چو شیرخفته ای کز هیبت خود پاسبان دارد

پس از مردن سلیم از عشق آزادی مگر یابد

نیفتد بر کناری تا غریق بحر جان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد
  2. شمارهٔ ۴۶۷ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
  3. شمارهٔ ۴۶۸ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
  4. شمارهٔ ۴۶۹چشم توام ز هوش تهیدست می کند
  5. شمارهٔ ۴۷۰شورش منصور را آخر سرم معراج شد
  6. شمارهٔ ۴۷۱دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد
  7. شمارهٔ ۴۷۲دلم چو لاله در اطراف باغ می‌رقصد
  8. شمارهٔ ۴۷۳از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.