پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد

دست بر سر داشتم چندان که دستم خاک شد

با غ بار دل ز بس آمیخت از سیلاب اشک

دامنم پرخاک همچون دامن افلاک شد

هیچ کس پرورده ی خود را نمی خواهد زبون

آب و آتش را خصومت بر سر خاشاک شد

بر سر افشانم کنون، کز بس که بر سینه زدم

سنگ در دست من دیوانه مشت خاک شد

هرچه می آید ز مستان می توان آن را کشید

زیر دست دیگری نتوان به غیر از تاک شد

یار تا از بزم می رفت، از غبار غم سلیم

شیشهٔ ساعت شده مینا، ز بس پر خاک شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد
  2. شمارهٔ ۴۷۶خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید
  3. شمارهٔ ۴۷۷نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
  4. شمارهٔ ۴۷۸چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد
  5. شمارهٔ ۴۷۹نکته سنجان! صفحه را از وصف می گلگون کنید
  6. شمارهٔ ۴۸۰دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آید
  7. شمارهٔ ۴۸۱حریر شعله ی ما را در آب می بافند
  8. شمارهٔ ۴۸۲در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.