پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد

که شمع بزم ما پروانه را از موم می‌سازد

صباحت چیست چون پای ملاحت در میان آید

ندیده هند را قیصر، از آن با روم می‌سازد

چه حاصل دارد از دست فلک آه و فغان کردن

که ظالم را همیشه نالهٔ مظلوم می‌سازد

به آن جغدی که در معموری او را خلق نگذارند

نشان ده خانهٔ ما را، که ما را شوم می‌سازد

سلیم از خاک یونان محبت شد خمیر من

ز من پیر خرد مجهول‌ها معلوم می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۸۱حریر شعله ی ما را در آب می بافند
  3. شمارهٔ ۴۸۲در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
  4. شمارهٔ ۴۸۳خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
  5. شمارهٔ ۴۸۴برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
  6. شمارهٔ ۴۸۵نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۴۸۶رفت اشکم که سری بر گذر یار کشد
  8. شمارهٔ ۴۸۷دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.