پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۷

دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید

هر کس گلابی از گل و او دامنی کشید

از داغ های سینه، فغان شکستگان

هردم چو بانگ نی سری از روزنی کشید

در راه شوق، بار تعلق وبال توست

عیسی شنیده ای که چه از سوزنی کشید

از کشتگان لاله، چمن بوی خون گرفت

زان توسن بنفشه سر و گردنی کشید

ضعفم سلیم از طلب کام بازداشت

مور شکسته، پای ز هر خرمنی کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۹همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می‌چکد
  2. شمارهٔ ۴۹۰چون مست من سوار به عزم شکار شد
  3. شمارهٔ ۴۹۱ز دام عشق کی آزادی‌ام هوس باشد
  4. شمارهٔ ۴۹۲دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
  5. شمارهٔ ۴۹۳هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
  6. شمارهٔ ۴۹۴جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رود
  7. شمارهٔ ۴۹۵تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
  8. شمارهٔ ۴۹۶اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.