پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۶

اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد

وگر آتش کند دعوی به آهم، چوب می‌خواهد!

نمی‌خواهم که از راز من او هم باخبر گردد

چو عشق اینجا رسد، کی قاصد و مکتوب می‌خواهد

ز روی دل بود نقشی که بر آیینهٔ جان است

بد کس را نخواهد هرکه خود را خوب می‌خواهد

در اصلاح دل من گوشهٔ دامان او کافی‌ست

غبار خانهٔ آیینه کی جاروب می‌خواهد

سلیم از جذبهٔ ظاهر چنین تحقیق شد ما را

که یوسف را زلیخا بیش از یعقوب می‌خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۸نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد
  2. شمارهٔ ۴۹۹لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند
  3. شمارهٔ ۵۰۰فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شد
  4. شمارهٔ ۵۰۱روز بی‌معشوق و شب بی‌جام گلگون می‌رود
  5. شمارهٔ ۵۰۲یک تن به جهان خاطر وارسته ندارد
  6. شمارهٔ ۵۰۳یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود
  7. شمارهٔ ۵۰۴لب تو ساغر می را نمک به کار کند
  8. شمارهٔ ۵۰۵چو می فروش به مینا شراب ناب کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.