پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

لب تو ساغر می را نمک به کار کند

رخ تو آینه را چشم اشکبار کند

گرفتم آنکه دهد وعده شاهد امید

دماغ کو که کسی صرف انتظار کند

تهی ز شیوه ی کم فطرتی چو کاری نیست

به حیرتم که کسی در جهان چه کار کند

بساط عرش به کوی تو گر شود در کار

زمانه خانه ی او بر خروس بار کند

فضای گلشن هندوستان گلستانی ست

که نخل موم چو عنبر درو بهار کند

کسی که سوخت چو پروانه ام سلیم، چه سود

که همچو شمع مرا گریه بر مزار کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود
  2. شمارهٔ ۵۰۷چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود
  3. شمارهٔ ۵۰۸کار من خراب ندانم کجا رسد
  4. شمارهٔ ۵۰۹فلک دایم به قصد مردم وارسته می‌گردد
  5. شمارهٔ ۵۱۰مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد
  6. شمارهٔ ۵۱۱بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید
  7. شمارهٔ ۵۱۲کجاست عشق که آتش فروز آه شود
  8. شمارهٔ ۵۱۳خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.