پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید

ز بیضه مرغ چمن در صفیر می‌آید

نسیم شاخ شکوفه پیاله‌نوشان را

چو تحفه‌ای‌ست که از سوی پیر می‌آید

ز بس که بیخته آید نسیم ابر بهار

گمان بری که مگر از حریر می‌آید

نشاط سیل زند شانه از دم ماهی

به زلف موج که عید غدیر می‌آید

قدح به خم زن و زود ای حریف بر سرکش

که می ز شیشه به پیمانه دیر می‌آید

شراب خوردن آن طفل، تهمت پاک است

هنوز از شکرش بوی شیر می‌آید

ز بس به باغ، سلیم از ملال دلگیرم

به چشم، شاخ گلم همچو تیر می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
  2. شمارهٔ ۵۱۴باده در جام خمار من دلگیر کنید
  3. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
  4. شمارهٔ ۵۱۶خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
  5. شمارهٔ ۵۱۷رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند
  6. شمارهٔ ۵۱۸ساقی دلگشای ما آمد
  7. شمارهٔ ۵۱۹از نکهت تو باده ره هوش می زند
  8. شمارهٔ ۵۲۰دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.