پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۲

کجاست عشق که آتش فروز آه شود

مرا به چشمه ی تحقیق، خضر راه شود

هلاک مشرب آنم که پاره ی نمدی

اگر ز خرقه زیاد آیدش، کلاه شود

دهد به خلوت دل وعده ی وصال مرا

هزار حیف، کسی نیست تا گواه شود!

به رنگ اخگر کشمیر، روی خود را چند

کنیم زآتش می سرخ و او سیاه شود

ز خاک بر سر خود ریختن چو چاه کنان

اسیر عشق به هرجا نشست، چاه شود

ز بس رجوع خلایق، سلیم نزدیک است

که راه خانه ی درویش، شاهراه شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۴باده در جام خمار من دلگیر کنید
  2. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
  3. شمارهٔ ۵۱۶خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
  4. شمارهٔ ۵۱۷رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۱۸ساقی دلگشای ما آمد
  6. شمارهٔ ۵۱۹از نکهت تو باده ره هوش می زند
  7. شمارهٔ ۵۲۰دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
  8. شمارهٔ ۵۲۱نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.