پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود

گل شود بر سر شکفته چون به پا خاری رود

شغل عشقی نیست تا دل را کنم مشغول آن

کو جنونی تا سر ما بر سر کاری رود

کارها را سهل نشماری که فوت دولت است

ملک اگر از دست جم بیرون نگین واری رود

در قفای سایه ی ابر بهاری می رویم

هرکه را بینی، به دنبال هواداری رود

غم مخور، فکر سخن کن، عقل اگر داری سلیم

مشتری کم نیست چون یوسف به بازاری رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸ساقی دلگشای ما آمد
  2. شمارهٔ ۵۱۹از نکهت تو باده ره هوش می زند
  3. شمارهٔ ۵۲۰دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
  4. شمارهٔ ۵۲۱نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۲۲مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
  6. شمارهٔ ۵۲۳ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
  7. شمارهٔ ۵۲۴غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می‌آید
  8. شمارهٔ ۵۲۵فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.