پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۵

فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد

ز کوی می‌فروشان توبه را بشکسته می‌آرد

غم‌خانه چرا داری که گر غارتگرت عشق است

ترا با خانه چون مرغ قفس، در بسته می‌آرد

برای سود و سودا رو به آتشخانهٔ دل کن

که هرکس مشت خاری می‌برد، گلدسته می‌آرد

روان کن زر برای می، که زر آن سرخ عیار است

که تا رفته، سبو را دست و گردن بسته می‌آرد!

سپند ای شاخ گل، حسن ترا در کار اگر باشد

ز آتش شوق ما پیش تواَش برجسته می‌آرد

سلیم ایام را در عیب‌پوشی نیست تقصیری

برای هرکه کوتاه است، کفش جسته می‌آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۷لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
  2. شمارهٔ ۵۲۸بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
  3. شمارهٔ ۵۲۹کرده‌ام در گوشهٔ ایران قناعت کار خود
  4. شمارهٔ ۵۳۰خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد
  5. شمارهٔ ۵۳۱صبرم از درد تو تکلیف مداوا می‌کند
  6. شمارهٔ ۵۳۲دل بی‌لبت شکفته به ساغر نمی‌شود
  7. شمارهٔ ۵۳۳نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید
  8. شمارهٔ ۵۳۴دگر عشق بر جان غم پرورم زد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.