پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۲

دل بی‌لبت شکفته به ساغر نمی‌شود

کاری‌ست این که بی‌تو میسر نمی‌شود

ما عاجزان به عشق تو پیوند چون کنیم؟

دندان مور، قبضهٔ خنجر نمی‌شود

در کارها به صورت و معنی تفاوت است

آیینه همچو سد سکندر نمی‌شود

پای ادب دراز به اندازه می‌کنیم

از ما کسی چو آب گهر تر نمی‌شود

دل می‌برد پیام، به قاصد چه حاجت است

پرواز کبک همچو کبوتر نمی‌شود

هرگز کسی سلیم مربی خود نشد

تقصیر قطره نیست که گوهر نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۴دگر عشق بر جان غم پرورم زد
  2. شمارهٔ ۵۳۵کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد
  3. شمارهٔ ۵۳۶آیینه از خیال رخش آفتاب شد
  4. شمارهٔ ۵۳۷بعد ازین از باغ در گلخن وطن خواهیم کرد
  5. شمارهٔ ۵۳۸بس که بر من چشم او افسون سودا می دمد
  6. شمارهٔ ۵۳۹گل از هوای تو در رنگ و بو نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۵۴۰از بزم می چو آن قد رعنا بلند شد
  8. شمارهٔ ۵۴۱چون گل ز پاره ی دلم اسباب داده اند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.