پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۰

از بزم می چو آن قد رعنا بلند شد

آتش چو شمع از سر مینا بلند شد

از بس به سینه ی آه شکستم ز بیم او

دودم چو مجمر از همه اعضا بلند شد

پهلو به بستری که نهادم، ز سوز دل

آه و فغان ز صورت دیبا بلند شد

دیوانگان او چو خس و خار می دوند

تا دست گردباد ز صحرا بلند شد

هرجا حدیث ما رود، او نیز داخل است

نام فلک ز دشمنی ما بلند شد

آه و فغان من به فلک شعله زد سلیم

بگریز ای حریف که غوغا بلند شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۲گلستان را سرو نوخیز قدش آباد کرد
  2. شمارهٔ ۵۴۳زلفت ز من حزین گریزد
  3. شمارهٔ ۵۴۴ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
  4. شمارهٔ ۵۴۵بی‌نیازی عارفان را کارسازی می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۴۶از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می‌کند
  6. شمارهٔ ۵۴۷سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد
  7. شمارهٔ ۵۴۸با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
  8. شمارهٔ ۵۴۹دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.