پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می‌کند

از نگاه گرم، شمع کشته روشن می‌کند

گر به دامانم غباری نیست از خاک رهش

این همه گرمی چرا اشکم به دامن می‌کند

حسن او از گریهٔ من دارد این رونق، که آب

در چراغ لاله و گل، کار روغن می‌کند

از خزان گل غافل افتاده‌ست، چون ابر بهار

من بر او می‌گریم و او خنده بر من می‌کند

شیشه‌ام از بس که با سنگ است سرگرم نیاز

سجده پنداری به پیش بت برهمن می‌کند

نیست جز آهستگی با تیزمغزان چاره‌ای

رشتهٔ هموار، جا در چشم سوزن می‌کند

دشمن خود را نمی‌خواهیم سرگردان سلیم

شیشهٔ ما گریه بر سنگ فلاخن می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
  2. شمارهٔ ۵۴۹دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
  3. شمارهٔ ۵۵۰دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
  4. شمارهٔ ۵۵۱در چمن شمشاد من گر شانه بر کاکل زند
  5. شمارهٔ ۵۵۲قلم من که سخن با ورق دل دارد
  6. شمارهٔ ۵۵۳می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند
  7. شمارهٔ ۵۵۴به هر چمن که دلم با فغان درون آید
  8. شمارهٔ ۵۵۵به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.