پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۳

می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند

شیشه و پیمانه از مستی به هم پهلو زنند!

پادشاه خوبرویان است، چندان دور نیست

سرو [و] شمشاد چمن گر پیش او زانو زنند

نوک مژگانی درون چشمشان نشکسته است

گلرخان از بی غمی زان تیر بر آهو زنند

جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار

تیغ را دایم برای امتحان بر مو زنند

چشم بر اصلاح غمخواران سلیم از ابلهی ست

زخم نتوان زد به خود، گر بخیه را نیکو زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۵به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد
  2. شمارهٔ ۵۵۶من این دردی که دارم چاره‌اش آن سیمتن باشد
  3. شمارهٔ ۵۵۷به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد
  4. شمارهٔ ۵۵۸لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
  5. شمارهٔ ۵۵۹به دل هر چیز بیند عشق آتشخو بسوزاند
  6. شمارهٔ ۵۶۰در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود
  7. شمارهٔ ۵۶۱چو آهم گرم گردد، دوست از دشمن نمی‌داند
  8. شمارهٔ ۵۶۲نماند باده و آن تندخو نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.