پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۰

در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود

بر سنگ زدم آینه را، عیب نما بود

عنقا که به من بر سر دعوی ست، نپرسید

روزی که من آواره شدم، او به کجا بود

بر کعبه ی کوی تو نشد خضر دلیلم

نقش قدم خویش، مرا قبله نما بود

هر سایه ی برگی به چمن نافه ی مشکی ست

بویی مگر از زلف تو همراه صبا بود؟

هر مرغ که از دام خود آزاد نمودیم

معلوم شد آخر که همان مرغ هما بود

خون شد جگر من، که سلیم از سر کویت

می رفت و چو مژگان تو رویش به قفا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۲نماند باده و آن تندخو نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۵۶۳از خون خویش می به ایاغ تو می کنند
  3. شمارهٔ ۵۶۴گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
  4. شمارهٔ ۵۶۵آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
  5. شمارهٔ ۵۶۶یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
  6. شمارهٔ ۵۶۷اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
  7. شمارهٔ ۵۶۸اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
  8. شمارهٔ ۵۶۹نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.