پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۶

یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد

عشق او آیینه ام را روشناس آه کرد

تا به ساعد سوده گشت از بس به دل ناخن زدم

از تو دستم را فلک آخر چنین کوتاه کرد

تخته ی تعلیم لغزیدن ز نعلینش دهد

خضر هرکس را که در عشق تو رو بر راه کرد

راهزن خضر است اگر توفیق همراهی کند

در طریق عشق ما را غافلی آگاه کرد

غیر خود کس را نصیب از ذوق تنهایی نداد

آنکه با من در محبت سایه را همراه کرد

کس نکرد اوقات صرف می پرستی چون سلیم

هرچه کرد این پیر دیر، این بنده ی درگاه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۸اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
  2. شمارهٔ ۵۶۹نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
  3. شمارهٔ ۵۷۰مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند
  4. شمارهٔ ۵۷۱عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
  5. شمارهٔ ۵۷۲چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
  6. شمارهٔ ۵۷۳خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
  7. شمارهٔ ۵۷۴سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود
  8. شمارهٔ ۵۷۵کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.