پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۲

چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود

در نوازش کردنم دست سبو بر دوش بود

رفت ایامی کز آسایش نصیبی داشتیم

صرف داغ عشق شد گر پنبه ای در گوش بود

گل بسی شب ها به خوابت دید در آغوش خود

صبح چون بیدار شد، خمیازه در آغوش بود

صحبت امشب ندانم در گلستان چون گذشت

باغبان در خواب و بلبل مست و گل بیهوش بود

در غریبی ناله ما سرگشتگان آموختیم

در وطن تا بود سنگ آسیا خاموش بود

شب که ضبط گریه می کردم به بزم او سلیم

لخت دل در زیر مژگان، آتش خس پوش بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۴سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود
  2. شمارهٔ ۵۷۵کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد
  3. شمارهٔ ۵۷۶جز خم می کو کسی تا چاره ی پیری کند
  4. شمارهٔ ۵۷۷چه رنگ ها که ازین سیمتن شکسته شود
  5. شمارهٔ ۵۷۸ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکند
  6. شمارهٔ ۵۷۹ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
  7. شمارهٔ ۵۸۰از قفای زلف مشکین تو عنبر می‌دود
  8. شمارهٔ ۵۸۱اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.