پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۳

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد

کوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد

محمود از کجا، سفر هند از کجا

این شور و فتنه بر سر حسن ایاز شد

در دیر مردم و زشرف مشت خاک من

در سجده گاه صومعه مهر نماز شد

سامان روزگار، پریشانی آورد

افتد گره به کار چو ناخن دراز شد

افتد ز بس که طشت کسی هر نفس ز بام

روی زمین چو معرکه ی طاس باز شد

از تاب عشق تا سر من گرم شد سلیم

چون شمع، کار من همه سوز و گداز شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۵کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد
  2. شمارهٔ ۵۷۶جز خم می کو کسی تا چاره ی پیری کند
  3. شمارهٔ ۵۷۷چه رنگ ها که ازین سیمتن شکسته شود
  4. شمارهٔ ۵۷۸ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکند
  5. شمارهٔ ۵۷۹ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
  6. شمارهٔ ۵۸۰از قفای زلف مشکین تو عنبر می‌دود
  7. شمارهٔ ۵۸۱اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد
  8. شمارهٔ ۵۸۲گل پی نکهت او دست دعا کرد بلند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.