پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷۶

جز خم می کو کسی تا چاره ی پیری کند

عقل افلاطون در اینجا سست تدبیری کند

عقل جاهل می کند دلگیری ام را بیشتر

کو جنون کاملی تا رفع دلگیری کند

باهنر کی می توان کار جهان از پیش برد

بهر اسکندر کجا آیینه شمشیری کند

چون کسی کو آشنایی بیند و در بر کشد

پیر کنعان، گرگ یوسف را بغل گیری کند

در پریشانی خطر دارند اهل دل سلیم

رهروان را دزد در تنگی عنانگیری کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷۸ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکند
  2. شمارهٔ ۵۷۹ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
  3. شمارهٔ ۵۸۰از قفای زلف مشکین تو عنبر می‌دود
  4. شمارهٔ ۵۸۱اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد
  5. شمارهٔ ۵۸۲گل پی نکهت او دست دعا کرد بلند
  6. شمارهٔ ۵۸۳در ره عشق بتان جان ز بلا نتوان برد
  7. شمارهٔ ۵۸۴ز بالین همنشینم هر نفس غمناک برخیزد
  8. شمارهٔ ۵۸۵چه عیش ها که اسیران به وصل ساز کنند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.