پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸۱

اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد

مرغ بسمل چه هنر غیر تپیدن دارد

از ره دیر و حرم پای مکش همچو غبار

قدمی چند به هر کوچه دویدن دارد

ندهد تیغ سزای سر افسرطلبان

چون سر شمع، به مقراض بریدن دارد

پرده چون افکند از چهره ی گل، رویش را

دوستان خوب ببینید که دیدن دارد

ندهد دل که کسی بگذرد از کوچه ی ما

سیل اینجا هوس خانه خریدن دارد

نیست مکتوب، که این غنچه ی خون آلودی ست

راست این است که این نامه دریدن دارد

هر متاعی که بود، قابل سنجیدن نیست

بجز از باده ی گلگون که کشیدن دارد!

چون برد دست تهی از سر کوی تو سلیم؟

غنچه ای از چمن وصل تو چیدن دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸۳در ره عشق بتان جان ز بلا نتوان برد
  2. شمارهٔ ۵۸۴ز بالین همنشینم هر نفس غمناک برخیزد
  3. شمارهٔ ۵۸۵چه عیش ها که اسیران به وصل ساز کنند
  4. شمارهٔ ۵۸۶شکفته گل ز بر خار ما همیشه رود
  5. شمارهٔ ۵۸۷اهل میخانه گلاب از گل صهبا گیرند
  6. شمارهٔ ۵۸۸جان فراوان است اگر جانانه‌ای پیدا شود
  7. شمارهٔ ۵۸۹می تا به کی ز رنگم، در زیر ننگ باشد
  8. شمارهٔ ۵۹۰از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.