پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۰

از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد

چشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد

اجل آید به سرم هردم و نومید رود

چون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد

چاره ی آفت ایام، تجرد نکند

سیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد

برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیست

همچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد

آمد از دیدن حالم به فغان عشق، سلیم

چون به ویرانه رسد سیل، خروشان گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۲رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود
  2. شمارهٔ ۵۹۳نگذرد فتنه ز راهی که پی او باشد
  3. شمارهٔ ۵۹۴مرا معانی کوتاه، دلپسند نباشد
  4. شمارهٔ ۵۹۵برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند
  5. شمارهٔ ۵۹۶در سر کوی تو جمعند پریشانی چند
  6. شمارهٔ ۵۹۷جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
  7. شمارهٔ ۵۹۸زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد
  8. شمارهٔ ۵۹۹بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.