پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۵

برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند

که عاقلان همه دیوانه ی قبا پوشند

نشاط مستی ما را به شب تماشا کن

که روز، باده کشان چون چراغ خاموشند

چمن ز بلبل و قمری به کام صیاد است

زبس که شاخ گل و سرو، دوش بر دوشند

در وصال زن ای دل که همچو خمیازه

بتان هند همه خانه زاد آغوشند

که رفته است ازین خاکدان، نمی دانم

کز آسمان، همه عالم جنازه بر دوشند

اگر غلط نکنم، راحت از جهان رفته ست

وگرنه موی بر اعضا چرا سیه پوشند

سلیم شکوه ازان تندخو خطر دارد

خموش باش که دیوار و در همه گوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۷جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
  2. شمارهٔ ۵۹۸زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد
  3. شمارهٔ ۵۹۹بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
  4. شمارهٔ ۶۰۰خروش فتنه‌ای از روزگار می‌آید
  5. شمارهٔ ۶۰۱پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند
  6. شمارهٔ ۶۰۲دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
  7. شمارهٔ ۶۰۳سری دارم چو مغزش در میان درد
  8. شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.