پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۷

جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند

تا دماغی می رساند، بی دماغم می کند

بس که چون دیوانگان آشفته می بیند مرا

باغبان با چوب گل بیرون ز باغم می کند

قسمت من نیست هرگز مهربانی از کسی

چون صبا، پروانه خصمی با چراغم می کند

بی تو هرگه می روم سوی چمن، در پای سرو

آب از خود رفتنی دارد که داغم می کند

بلبلم، اما سلیم از بی وفایی های گل

اشک خونین در چمن همچشم زاغم می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۹بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
  2. شمارهٔ ۶۰۰خروش فتنه‌ای از روزگار می‌آید
  3. شمارهٔ ۶۰۱پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند
  4. شمارهٔ ۶۰۲دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
  5. شمارهٔ ۶۰۳سری دارم چو مغزش در میان درد
  6. شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند
  7. شمارهٔ ۶۰۵از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
  8. شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.