پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹۳

نگذرد فتنه ز راهی که پی او باشد

از برای چه کسی این همه بدخو باشد

مار هرچند ضعیف است، نه آخر مار است؟

ایمن از زلف مشو گر همه یک مو باشد

برهمن را ز پرستیدن بت منع مکن

شاید ای شیخ که حق بر طرف او باشد

چون تواند کسی از خاک وطن سر پیچد؟

خشت خم دختر رز را گل سرشو باشد

می کند راز جهان در نظرم جلوه سلیم

جام جمشید مرا کاسه ی زانو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹۵برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند
  2. شمارهٔ ۵۹۶در سر کوی تو جمعند پریشانی چند
  3. شمارهٔ ۵۹۷جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
  4. شمارهٔ ۵۹۸زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد
  5. شمارهٔ ۵۹۹بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
  6. شمارهٔ ۶۰۰خروش فتنه‌ای از روزگار می‌آید
  7. شمارهٔ ۶۰۱پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند
  8. شمارهٔ ۶۰۲دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.