پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۵

آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد

آب را جز در سفال آخر چو ریحانش نداد

هیچ کس چون موج، خندان سیر این دریا نکرد

کاین محیط از فتنه آخر سر به طوفانش نداد

سوختم بر حال آن دیوانه کز شور جنون

رفت بر صحرا، جهان ره در بیابانش نداد

عیش این گلشن مپرس از گل، که تعجیل خزان

فرصت یک آب خوردن در گلستانش نداد

غنچه ی ما تربیت از باغبان کم دیده است

جز در آتش آب هرگز همچو پیکانش نداد

کار ما بر مدعا زین سفله کی گردد سلیم؟

داشت هر کس آبرویی، این جهان نانش نداد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۷اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
  2. شمارهٔ ۵۶۸اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
  3. شمارهٔ ۵۶۹نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
  4. شمارهٔ ۵۷۰مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند
  5. شمارهٔ ۵۷۱عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
  6. شمارهٔ ۵۷۲چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
  7. شمارهٔ ۵۷۳خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
  8. شمارهٔ ۵۷۴سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.